خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ستمپیشه باز، دست جفا میبردو ز همه یاران سخن، دست به ما میبرد
۲
رنگ جفا، راست کرد طرهی او تا جهانوای دماغی کزو بوی وفا میبرد
۳
گفت که سر کم ندید از درِ ما عاشقاننیک بدان که این سخن سر به کجا میبرد
۴
نایب زلفین اوست، شحنهی مژگان اوهرکه در این روزگار نام جفا میبرد
صفحهٔ ۱ از ۲