خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشید شاهد گل را صبا ز چهره نقابنقاب روی زمین گشت سبزه سیراب
۲
محذرات سراپرده بطون عصونزدند آتش نهضت بپردهای حجاب
۳
ز خار گل نکشد منت از پی تمکینکنونکه یافت قبول نظاره احباب
۴
بس است خیمه گل را همین که از هر سوکمند مد شعاع بصر شدست طناب
صفحهٔ ۱ از ۱۰