خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهارست جهان رونق دیگر داردباغ را شمع رخ لاله منور دارد
۲
ز گل و سبزه چمن راست صفایی هر دمچون ننازد نعم غیر مکرر دارد
۳
شاخ را برده سر از ذوق شکوفه به فلکچون تفاخر نکند این همه زیور دارد
۴
می زند خنده گل و باد برو طعنه زنانکه چرا خنده بعالم نزند زر دارد
صفحهٔ ۱ از ۷