خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد راانه اعظم من کل عظیم قدرا
۲
می نماید بر او نیک بدیهای رقیباین نه نیک است که او نیک نداند بد را
۳
حد اظهار الم نیست مرا پیش بتانبکه اظهار کنم این الم بی حد را
۴
مسند عشق ز من بیشتر این پایه نداشتاشک من سر بگردون سر این مسند را
صفحهٔ ۱ از ۲