شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو از غم کنم چاک پیراهنم راز مردم کند اشک پنهان تنم را
۲
چه سان با قد خم کنم عزم کویشگرفتست خار مژه دامنم را
۳
غمت دانه ها می فشاند ز چشممبباد فنا می دهد خرمنم را
۴
نیامد ز دست تو ای من غلامتکه در طوق ساعد کشی گردنم را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth