شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیده صبحدم از جور گل افغان بلبل رابدندان پاره پاره ساخته شبنم تن گل را
۲
چو گیرم کاکلَش را، تا کِشم سویِ خُودم ، آن مه،بقصد دوری من می گشاید عقد کاکل را
۳
صبا را جویبار از موج در زنجیر می داردبجرم آن که با زلفت برابر گفت سنبل را
۴
لباس عاریت را اعتباری نیست ای منعمز گلبن کم نه بر باده ده رخت تجمل را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth