خلوتی با ادیب الممالک
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تقدیم دوست کردم تصویر خویشتن راتا جای من ببوسد آن روی چون سمن را
۲
ای عکس چهره من چو میرسی به کویشدر پای او افشان یکباره جان و تن را
۳
زان طره معنبر کان ماه ار بچنبربستان بجای شکر بوسی از آن دهن را
۴
گر آن پری شمایل باشد بمهر مایلدر گردنش حمایل کن دست خویشتن را
صفحهٔ ۱ از ۳