شعر را زندگی کن
خلوتی با ادیب الممالک

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سحر بشارتم از دور مهر و ماه آمدکه گاه جشن همایون پادشاه آمد
۲
نجوم ثابته در پرده افق یکبارنهان شدند و نهفتند رخ که ماه آمد
۳
چگونه ماه توان خواند پادشاهی راکه آفتاب ز رویش باشتباه آمد
۴
ز سر غیب درین روز بر سریر شهودشهی که مقدم او زیب بارگاه آمد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth