خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۱۰ - در مدح سلطان ایران کریم خان زند و ذم حاکم اصفهان
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سروِ گلاندامِ من، ای نخلِ برومند؛ای تلخکنِ کامِ من، ای ماهِ شکرخند
۲
ای مرغ دلم فاخته و، نخل قدت سرو؛وی طایر روحم مگس و، شهد لبت قند
۳
ای روی تو باغی، که جهان کرده معطر؛وی موی تو زاغی، که ز من برده جگربند
۴
ای دل ز تو در بند، چو یوسف ز برادر؛وی جان به تو خرسند، چو یعقوب به فرزند
صفحهٔ ۱ از ۱۰