خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز استکه تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟!
۲
بانتظار تو خود کرده ام، چنانکه ز راهرسیده ای و همان چشم حسرتم باز است
۳
بکوی او همه شب تا بروز مینالمفغان که یار نمیپرسد این چه آواز است؟!
۴
من و شکایت جور تو بیوفا، هیهات؛ولی چه چاره کنم؟! آب دیده غماز است!
صفحهٔ ۱ از ۱