خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر آستانهاش امشب خوشم که جانان گفتکه دوش قصهٔ محرومی تو دربان گفت
۲
شد آشکار، ز کم ظرفی حریفان رازوگرنه پیر مغان آنچه گفت پنهان گفت
۳
غم نهانی من گفت با رقیب و دریغازین فسانه که مشکل شنید و آسان گفت
۴
نگویدت کسی احوال من، کجا رفت آنکه بیبضاعتی مور، با سلیمان گفت؟!
صفحهٔ ۱ از ۲