شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد

حکایت بلبل

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهریاری دختری چون ماه داشتعالمی پر عاشق و گمراه داشت
۲
فتنه را بیداریی پیوست بودزآنک چشم نیم‌خوابش مست بود
۳
عارض از کافور و زلف از مشک داشتلعل سیراب از لبش، لب خشک داشت
۴
گر جمالش ذره‌ای پیدا شدیعقل از لایعقلی رسوا شدی
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth