خلوتی با عطار
حکایت بط
حکایت بط
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بط به صد پاکی برون آمد ز آبدر میان جمع با خیرالثیاب
۲
گفت؛ در هر دو جهان ندْهد خبرکس ز من یک پاکروتر پاکتر
۳
کردهام هر لحظه غسلی بر صوابپس سجاده باز افکنده بر آب
۴
همچو من بر آب چون استد یکینیست باقی در کراماتم شکی
صفحهٔ ۱ از ۴