شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

تحیر بایزید

عزم راه کردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بایزید آمد شبی بیرون ز شهراز خروش خلق خالی دید دهر
۲
ماهتابی بود بس عالم‌فروزشب شده از پرتو او مثل روز
۳
آسمان پر انجم آراستههر یکی کار دگر را خاسته
۴
شیخ چندانی که در صحرا بگشتکس نمی‌جنبید در صحرا و دشت
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth