خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۳۵ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی تاجر از شهر خود شد روانبهسوی دگر شهر با کاروان
۲
خرش در میان گل از پا فتادز یاران خود خواجه تنها فتاد
۳
زدش بوسه بسیار بر دست و پاینشد راضی آن خر که خیزد ز جای
۴
چو شد خواجه از بردنش ناامیدخر دیگر از خرسواران خرید
صفحهٔ ۱ از ۹