خلوتی با عطار
حکایت زاهدی خودپسند که از مردهای احتراز جست
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون بمرد آن مرد مفسد در گناهگفت میبردند تابوتش به راه
۲
چون بدید آن زاهدی، کرد احترازتا نباید کرد بر مفسد نماز
۳
در شب آن زاهد مگر دیدش به خوابدر بهشت و روی همچون آفتاب
۴
مرد زاهد گفتش آخر ای غلاماز کجا آوردی این عالی مقام
صفحهٔ ۱ از ۷