شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب گو بگذر ز سر این خانه راوقت شد، ویران کن این ویرانه را
۲
صوفیان مستند و زاهد بی خبراز که پرسم من ره میخانه را
۳
شعله ی شمع است کاتش زد بجمعخواجه گر سوزد چه غم پروانه را
۴
مست آن بزمم که مستانش کنندز آب شمشیر تو پر پیمانه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth