شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیداست سر وحدت از اعیان اماتریالعکس فی المرایا والنقش فی القوی
۲
شد مختلف بمخرج اگر نه چه شد که هستیک صوت و یک ترانه گهی مدح و گه هجا
۳
هستی چو بحر و دل چو یکی کشتی اندار آناز نفس بادبانش و از عقل نا خدا
۴
عشق است باد و هست ازو ره سوی مرادلیک از صواب گاه گراید سوی خطا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth