خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخی بغیر رخ دوست در مقابل نیستولی چه چاره که بیچاره دیده قابل نیست
۲
وفا مگر که نکو نیست در زمانه که نیستنکوییی که در این خوی و این شمایل نیست
۳
هزار لطف نهانست در تغافل اوو گرنه دوست زاحوال دوست غافل نیست
۴
دهد گواه به بیهوده گوییش پندمکسی ملامت مجنون کند که عاقل نیست
صفحهٔ ۱ از ۲