شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح است و بهار است و گل و نقل و نبید استساقی قد و شاهد می و نی ناله کشیده‌ست
۲
صبح از طرف مشرق و سرو از کنف جویوان سبزهٔ خط زان لب دلجوی دمیده‌ست
۳
زاغ از قبل شاخ خزیده‌ست به کنجیوان خال سیه نیز به رخ گوشه گزیده‌ست
۴
بر روی تو گل دیده و در کوی تو گلبنکاین دست به سر بر زده آن جامه دریده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth