خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان شعله که در دلم نهان استافسرده زبانه ی زمان است
۲
گر دود بر آید از نهادماین سوزنه در خور بتان است
۳
اندام تو گلبنی که خارشخارا و حریر و پرنیان است
۴
آسایش دوستان از این استآرایش بوستان از آن است
صفحهٔ ۱ از ۳