شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاس

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواجه‌ای می‌گفت در وقت نمازکای خدا رحمت کن و کارم بساز
۲
آن سخن دیوانه‌ای بشنید ازوگفت رحمت می‌بپوشی زود ازو
۳
تو ز ناز خود نگنجی در جهانمی‌خرامی از تکبر هر زمان
۴
منظری سر بر فلک افراشتهچار دیوارش به زر بنگاشته
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth