خلوتی با عطار
عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بود
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عابدی کز حق سعادت داشت اوچار صد ساله عبادت داشت او
۲
از میان خلق بیرون رفته بودراز زیر پرده با حق گفته بود
۳
هم دمش حق بود و او همدم بس استگر نباشد او و دم، حق هم بس است
۴
حایطی بودش درختی در میانبر درختش کرد مرغی آشیان
صفحهٔ ۱ از ۶