شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

گفتار نایبی در دم مرگ

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نایبی را چون اجل آمد فراززو یکی پرسید کای در عین راز
۲
حال تو چونست وقت پیچ پیچگفت حالم می‌بنتوان گفت هیچ
۳
بار پیمودم همه عمرتمامعاقبت با خاک رفتم والسلام
۴
نیست درمان مرگ را جز مرگ بویریختن دارد بزاری برگ و روی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth