خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چیست آن روشندلی کز تیره سنگش گوهر استعاشقی روشن ضمیر و دلبری سیمین بر است
۲
گه دلش از سنگ و گه ز آهن ولی سنگین دلشاز دل عشاق و طبع دلبران نازکتر است
۳
ساده لوح و پاکدل چون عاشقان آمد ولیهر زمانش چون هوسناکان نگاری در بر است
۴
عارض خوبان فروزان است ز آه عاشقانروی این ز آهی زروز عاشقان تیره تر است
صفحهٔ ۱ از ۱۰