شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۱

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آنکه وصفت را همی برتر ز امکان دیده‌امحس و هم چون بیند ترا در وهم زانسان دیده‌ام
۲
از پایهٔ قدرت همی کآمد فزون‌تر هر دمیدر درگهت کان را همی برتر ز کیوان دیده‌ام
۳
هر شام دامان فلک پر ز اشک خونین شفقهر صبح دست آسمان سوی گریبان دیده‌ام
۴
آن بود از رایت خجل این پیش قدرت منفعلقدر فلک پیموده‌ام خورشید تابان دیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth