خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش که آسمان دهد زیب سریر خاوریخسرو شرق پا نهد بر سر تخت گوهری
۲
بر اثر مسبِّحان مرغ سحر نشیدخواننی ز حجاز و اسفهان یا که به تازی و دری
۳
از اثر سرود آن دیده نبسته اخترانچشم گشودم و نمود آب بچشم اختری
۴
ناگه از لب سروش آمدم این سخن بگوشای که نشسته ای خموش از چه بغفلت اندری
صفحهٔ ۱ از ۸