خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱ - خون تو در گردن ماست
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش میگفت کسی گفت فلان خواجه مراکه فلان از پی جاه و خطر و مسکن ماست
۲
گفتم ار باز ببینیش بگو کای خواجهمال و جاهت چه بود خون تو در گردن ماست
۳
خواجه هشدار و میندیش و میاسا که فلانبا چنین بی زر و سیمی چه غم از دشمن ماست
۴
زر و سیمی که بدان جیب و دل آراسته ایمشت گردیست که بر خواسته از دامن ماست
صفحهٔ ۱ از ۲