شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

این همان دشت و من خسته همان نخجیرم

غزلیات بازمانده

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این همان دشت و من خسته همان نخجیرمکه فکندی و گذشتی چو زدی با تیرم
۲
بی‌تو ای دوست به من جای ملامت نبودکه فزونست ز اندازه همی تقصیرم
۳
پای تدبیر من از کعبه و از دیر بریدتا کجا باز دگر سیر دهد تدبیرم
۴
دور از کوی تو، بی‌سلسلهٔ موی تو، منکودک جمعه و دیوانهٔ بی‌زنجیرم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth