خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر اینست تندی توسن جولان شتابش راغبار خاک شو تا وارسی بوس رکابش را!
۲
ز تار رشته اندیشه دوزم جامه نازشحدیث نکهت گل میدرد طرف نقابش را
۳
اگر خوانی خطی از مصحف رخساره لیلینثار روضه مجنون نما نقد ثوابش را!
۴
دل حیرتپرستم را نباشد جز تپش سودیمگر آرام بخشد جلوه او اضطرابش را؟!
صفحهٔ ۱ از ۳