خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اینست اگر ساز بم و زیر جهان رابیپرده مکن نغمه مضراب زمان را!
۲
با خط ادب ساز تو از سرمه سیاهیدر حرف خموشی چه قلم بند میان را!
۳
گردد خط حیرت اثر شوق فتوحتچون غنچه اگر مهر کنی قفل دهان را
۴
کی بخیه کند خاک لب دامن نازشمهتاب بود محرم اگر زخم کتان را؟!
صفحهٔ ۱ از ۳