خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی راکه سازد چرخ صرف سفله شهد مهربانی را
۲
به نرد مهره غم اسپ مقصد را ز فرزین کنز کشت بیاثر حاصل نباشد دانهرانی را!
۳
غم و شادی به عالم تو امین یک بم و زیرندکه در پی شام ناکامیست صبح کامرانی را
۴
به طور قرب دل کس را نباشد محرم رازیکه نتواند کسی در وادی ایمن شبانی را!
صفحهٔ ۱ از ۳