خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خود بسیار دور افتادم از معنی قرینیهامرا سرمشق حیرانیست اکنون موی چینیها
۲
توان در مزرع باغ جهان گل از ادب چیدنکه صد خرمن نمایی حاصل ازین خوشهچینیها
۳
مرادی کی بود غیر از تسلیبخش آرامشنباشد بهره لیلی را ازین محملنشینیها!
۴
ز شرم آن که فردا محرم مهر بتان باشیبه شبنم غوطه زن امروز از خجلت جبینیها
صفحهٔ ۱ از ۲