شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبرم پُر پُرجفا افتاده استدور ز آیین وفا افتاده است
۲
بر دلم از ناوک بی‌باک اوصد هزاران زخم‌ها افتاده است
۳
در ره عشقش چو من بسیار کساز گرفتاری ز پا افتاده است
۴
در هوای وصلش از دور الستبر سرم این ماجرا افتاده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth