خلوتی با عطار
حکایت درویش حقجو و راز و نیاز او
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود درویشی ز فرط عشق زاروز محبت همچو آتش بیقرار
۲
هم ز تفت عشق جانش سوختههم ز تاب جان زفانش سوخته
۳
آتش از جان در دلش افتاده بودمشکلی بس مشکلش افتاده بود
۴
در میان راه میشد بیقرارمیگریست و این سخن میگفت زار
صفحهٔ ۱ از ۴