خلوتی با طغرل احراری
مثمن
دیوان اشعار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه این سودا به سر از نشئه افیون و بنگ آمدکجا این ناله از نی کی چنین مطرب به چنگ آمد؟!
۲
ز هجرش بر تنم ناخن زخم عام لنگ آمدعجب دارم که آن نازآفرین از من به ننگ آمد
۳
مرا از فرقت جانان به جانم صد خدنگ آمدنآمد سوی من هرگز اگر آمد به جنگ آمد
۴
ز بهر کشتنم آن شوخ با تیر و تفنگ آمددل مجروح محزونم ازین سودا به تنگ آمد
صفحهٔ ۱ از ۱۰