خلوتی با امیرعلیشیر نوایی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مه من در شبستان چونکه نو شد جام می شبهانماید از شفق می از حباب ریزه کوکبها
۲
دهن شد چشمه حیوان ترا از عین نایابیدو لعل جانفزای دلکشت آن چشمه را لبها
۳
بیا ای ساقی مهوش بده آن جام چون آتشبدینم سوز چون در هجر میسوزاندم تبها
۴
چو آرد ترکتاز آن شوخ بهر پایبوس افتدهزاران ماه و انجم از نشان نعل مرکبها
صفحهٔ ۱ از ۲