خلوتی با عطار
بیان وادی عشق
بیان وادی عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بعد ازین وادی عشق آید پدیدغرق آتش شد کسی کانجا رسید
۲
کس درین وادی به جز آتش مبادوانک آتش نیست عیشش خوش مباد
۳
عاشق آن باشد که چون آتش بودگرم رو سوزنده و سرکش بود
۴
عاقبت اندیش نبود یک زماندر کشد خوش خوش بر آتش صد جهان
صفحهٔ ۱ از ۶