خلوتی با عطار
حکایت مردی که در کوه چین سنگ شد
بیان وادی معرفت
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود مردی سنگ شد در کوه چیناشک میبارد ز چشمش بر زمین
۲
بر زمین چون اشک ریزد زار زارسنگ گردد اشک آن مرد آشکار
۳
گر از آن سنگی فتد در دست میغتا قیامت زو نبارد جز دریغ
۴
هست علم آن مرد پاک راست گویگر به چین باید شدن او را بجوی
صفحهٔ ۱ از ۵