شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

گفتار مردی راه‌بین هنگام مرگ

فی‌وصف حاله

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راه بینی وقت پیچاپیچ مرگگفت چون ره را ندارم زاد و برگ
۲
از خوی خجلت کفی گل کرده‌امپس از و خشتی به حاصل کرده‌ام
۳
شیشهٔ پر اشک دارم نیز منژندهٔ برچیده‌ام بهر کفن
۴
اولم زان اشک اگر خونی دهیدآخرم آن خشت زیر سرنهید
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth