شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرد بی حاصل نیابد یار با تحصیل راجان ابراهیم باید عشق اسماعیل را
۲
گر هزاران جان لبش را هدیه آرم گویدمنزد عیسا تحفه چون آری همی انجیل را
۳
زلف چون پرچین کند خواری نماید مشک راغمزه چون بر هم زند قیمت فزاید نیل را
۴
چون وصال یار نبود گو دل و جانم مباشچون شه و فرزین نباشد خاک بر سر فیل را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth