شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شبکه بی من در خراباتست دایم یار من هر شب
۲
بتم را عیش و قلاشیست بی من کار هر روزیخروش و ناله و زاریست بی او کار من هر شب
۳
من آن رهبان خود نامم من آن قلاش خود کاممکه دستوری بود ابلیس را کردار من هر شب
۴
برهنه پا و سر زانم که دایم در خراباتمهمی باشد گرو هم کفش و هم دستار من هر شب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth