خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۱۰ - زندانی شدن شاعر
غزلیات و قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانشخوشا شب های شمرانش و خوشا بزم مقیمانش
۲
شب اندر صحن «زرکنده » مه است آنقدر آکندهکه گردون است شرمنده، ز یکتا ماه تابانش
۳
نگاران خود آراسته، به هر یک لحظه یک دستهبه ناز آهسته آهسته، خرامان در خیابانش
۴
من بیچاره درویشم، نه در فکر کم و بیشم،نه در اندیش تجریشم، نه در تشویش بستانش
صفحهٔ ۱ از ۱۲