خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۱۶ - ملت مغلوب
غزلیات و قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب به سرم نوبه تاخت، روز تب آمدهر چه در این روزگار روز و شب آمد
۲
رفته ام از دست، دسته دسته بس امسالدست طبیبم به روی نبض تب آمد
۳
هر چه به من می رسد، ز دست زبانستجان من از دست این زبان به لب آمد
۴
کس ز عزیزان، عیادتم ننمایدنوبه و تب زنده باد، روز و شب آمد
صفحهٔ ۱ از ۲