خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این رنگ نگر که زلفش آمیختوین فتنه نگر که چشمش انگیخت
۲
وین عشوهنگر که چشم او داددل برد و به جانم اندر آمیخت
۳
بگریخت دلم ز تیر مژگانشدر دام سر دو زلفش آویخت
۴
افتاد به دام زلف آن بتهر دل که ز چشمکانش بگریخت
صفحهٔ ۱ از ۲