شعر را زندگی کن
خلوتی با میرزاده عشقی

شمارهٔ ۳۴ - افطار عشق

غزلیات و قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده معطوف دهان غنچه دلدار کردمروزه‌دار عشق بودم، من به هیچ افطار کردم
۲
روبه‌رو کردم گل روی تو، با گل در گلستانپیش چشم مردم گلزار، گل را خار کردم
۳
شمع را گفتم تو را عیب، این که رازت بر زبان استاز خجالت آب شد او، تا من این اظهار کردم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth