خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۱ - آبروی دولت
هزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولت به ریش زرد «ظهیر» آبرو گرفتکناس را بیار، که کابینه بو گرفت
۲
بعد از دو سال، خواست «تدین» کند نمازبا فاضل آب حوض سفارت، وضو گرفت
۳
نازم به «رهنما» که «تدین» کشید رنجدر پیشگاه اجنبی و مزد او گرفت
۴
«حلاج » پنبهزن، وطن خویش را فروختبا پول آن، دو دست لحاف و پتو گرفت
صفحهٔ ۱ از ۵