خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۹ - شعر و شکر
هزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عامیان شعر تو با شکر، برابر میکنندعارفان زین وهم باطل، خاک بر سر میکنند
۲
کارگاه قند نبود، آن دهان کآید برونهر سخن، تشبیه آن بر قند و شکر میکنند
۳
کارگاه قند از یک درْشْ، قند ار میبرنداز در دیگر چغندر، بارش اندر میکنند
۴
از دهانت هر سخن کاید برون، چون شکر استپس یقین رندان، به ماتحتت چغندر میکنند
صفحهٔ ۱ از ۳