خلوتی با میرزاده عشقی
شمارهٔ ۱۴ - هجو دیوان بیگی
هزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقتی آلو شده در تهران (دو)همه رفتند پی (دو) به شکی
۲
هست (دو) آنجا میم دو جواننیست جز ایران دیوان (دو) به یکی
۳
خواستم از تو هتک پاره کنمحیف و افسوس نمانده هتکی
۴
دانم از بهر چه کردی داخلدر حمایت سرکی، از در کی
صفحهٔ ۱ از ۶