خلوتی با میرزاده عشقی
بخش ۱ - کفن سیاه
کفن سیاه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این هم چند قطره اشک دیگر که از دیدن ویرانههای مداین از دیده طبع عشقی بدین اوراق چکیده. موضوع این منظومه نو و شیوا: سرگذشت یک زن باستانی به نام «خسرو دخت» و سرنوشت «زنان ایرانی» در نظر او، هنگام ورود به «مه آباد» است.
۲
در تکاپوی غروب است ز گردون خورشیددهر مبهوت شد و رنگ رخ دشت پرید
۳
دل خونین سپهر از افق غرب دمیدچرخ از رحلت خورشید سیه میپوشید
۴
که سر قافله با زمزمه زنگ رسید
صفحهٔ ۱ از ۱۱